برای بسیار از افراد، کارآفرینی هدف اول زندگی شغلی است، اینکه فرد خودش رئیس باشد، خودش دستور بدهد که بقیه چه کنند و هر روز برای رسیدن به اهدافی جذاب تلاش کند. کارآفرینی با سرمایه کم هرگز نشدنی نیست. سرمایه ایده شماست.

اما به همان اندازه که داشتن کسب و کار خودتان فوق العاده به نظر می‌رسد، همان‌قدر کار سختیست. چقدر سخت؟ اینقدر که حدود ۷۵ درصد از کسب‌و‌کارهای نوپا یا همان استارتاپ ها شکست می‌خورند.

همچنین کارآفرینان بیشتر از سایر افراد دچار اضطراب می‌شوند و روزانه استرس بیشتری را تجربه می‌کنند. بدتر از همه اینکه شما مسئول هر خطایی هستید. (لطفا نترسید و مطلب را کامل بخوانید!)

با همه این مشکلات، خبر خوب اینجاست که شروع یک کسب‌‌و‌کار می‌تواند یکی از پردرامد‌ترین، هیجان‌انگیزترین و جالب‌ترین فرصت‌هایی باشد که تا به حال داشته‌اید. اینکه در حال خواندن این مطلب هستید، نشان می‌دهد که این فرصت، در دستان شماست چون دنبال آن گشته اید.

اگر از ریسک‌های کارآفرینی آگاه هستید و هنوز هم دلتان می‌خواهد که یک کارآفرین باشید، از استراتژی و توصیه‌های این مطلب استفاده کنید.

کارآفرینی با سرمایه کم

۱. تشخیص یک ایده کسب‌وکار پرسود

۲. اعتبار ایده خود را بسنجید

۳. یک شریک پیدا کنید

۴. برای آغاز یک کسب‌وکار، سرمایه جذب کنید

شما هرگز نمی‌توانید بدون اینکه ایده‌ای داشته باشید یک کسب‌وکار ایجاد کنید. در اینجا به شما چند تکنیک خلاقانه برای پیدا کردن ایده کسب‌وکار یاد می‌دهیم.

تشخیص یک ایده کسب‌وکار پرسود

۱- از دوستان خود بپرسید که چه چیزی آن‌‌ها را آزار می‌دهد.

کارآفرینان همواره از مشکلات الهام می‌گیرند. برای مثال تراویس کالانیک و گرت کمپ بعد از اینکه در تاکسی گرفتن مشکلاتی داشتند، شرکت مشهور اوبر را تاسیس کردند. تمام داروها، تجهیزات و دستگاه‌های پزشکی گران‌قیمت و شغل پزشکی به خاطر حل مشکل بیماری افراد ایجاد شده است!

پس این مسئله را در ذهن خود نگه دارید، از دوستانتان بپرسید و هر روز پیگیر این باشید که چه چیزهایی برایشان دردسرساز شده است.

نگاهی به لیست مشکلات بیندازید و دنبال آن‌هایی بگیردید که احتمالا توانایی حلشان را دارید.

۲- برای آینده آماده باشید.

با توجه به تغییرات دنیا، مردم محصولات متفاوتی نیاز دارند. مطالعه شما در مورد صنعت و بازاری که در آن پا می‌گذارید باید زیاد باشد و پیش‌بینی‌ها در مورد آینده را بررسی کنید. سپس از خود بپرسید که اگر این پیش‌بینی ها صحت داشته باشد، چه نیازهایی ایجاد می‌شود؟

۴- چیزی را که از قبل وجود دارد، ارزان‌تر و بهتر بسازید.

لازم نیست که همیشه چیز جدیدی اختراع کنید. اگر بتوانید که محصولی را که هم‌اکنون موجود است با مبلغی کمتر یا کیفیتی بهتر ارائه دهید، مشتریان زیادی بدست می‌آورید. نکته مثبت این استراتژی این است که از قبل به وضوح می‌دانید که محصول شما مشتری دارد.

۵- روی یک موضوع رو به رشد تمرکز کنید.

سراغ صنعت یا بازاری بروید که در حال رشد است. بعد از اینکه انتخاب کردید، حتما تمامی محصولات آن صنعت را مطالعه کنید. بدانید که فواید هر محصول چیست و چه تفاوتی با همدیگر دارند. استراتژی‌های بسته بندی و بازاریابی را بهتر بشناسید و نظرات افراد را در مورد این محصولات بپرسید.

۶- نیازی را که چندان خوب به آن پرداخته نشده برطرف کنید.

حتما لازم نیست که چیزی را اختراع کنید! گاهی اوقات ورود به بازار از طریق دلالی بهترین راه حل است. بسیاری از کارخانه‌ها ظرفیت خالی تولید دارند یا انبارشان پر است، آن‌ها نیازمند افرادی هستند که محصولاتشان را برایشان بفروشند.

اگر این توانایی را دارید، حتما لازم نیست به فکر تولید یک محصول باشید.

دیگر پیشنهادات

  • با دیگر کارآفرینان شبکه‌سازی کنید: دنبال دیگر کارآفرینان اطراف خود بگردید. از طریق نمایشگاه‌‌ها یا رویدادهایی که برگزار می‌شود، می‌توان به آن‌ها دسترسی پیدا کرد. ارتباط با صنعت‌گران نه تنها باعث ایجاد رابطه‌ای ارزشمند می‌شود، بلکه ایده‌های زیادی نیز سراغتان می‌آید.
  • سراغ پتنت‌ها بروید: بسیاری از طرح‌های تولید صنعتی که شکست خورده‌اند، بعد از ۱۸ ماه در فضای مجازی از جمله گوگل پتنت منتشر می شوند. توصیه نمی‌کنیم که از یک طرح شکست‌خورده استفاده کنید، ولی مرور این مطالب می‌تواند به شما نشان بدهد که دیگران به دنبال اختراع چه چیزهایی بوده‌اند.
  • یک جلسه طوفان ذهنی تجربه کنید: اگر می‌خواهید خلاقیتتان اوج بگیرد، بین ۳ تا ۵ نفر از کسانی که می‌دانید روحیه یا افکاری کارآفرینانه دارند را به یک جلسه طوفان ذهنی دعوت کنید. از همه بخواهید که در مورد یک محصول خاص مطالعه کرده در جلسه حاضر شوند.

اعتبار ایده کسب‌وکار خود را بسنجید

احتمالا هنگام مطالعه همین مطلب یا از قبل ایده‌هایی به ذهنتان رسیده باشد. قبل از اینکه ایده را عملی کنید باید بدانید که مردم واقعا محصول شما را می‌خواهند. (لطفا از دوستان و اعضای خانواده خود فاکتور بگیرید.)

ایده ای به نام MVP وجود دارد که مخفف لاتین “حداقل محصول قابل اعتماد” است. MVP ساده ترین و نمونه اولیه محصول یا خدمتی است که ارائه می‌دهید.

بگذارید توضیح دهیم. فرض کنید که اپلیکیشنی می‌خواهید طراحی کنید که دانش‌آموزان را به معلمان مجازی متصل می‌کند. ممکن است که یک نسخه اولیه طراحی کنید.

خودتان ۱۵۰ معلم مجازی را پیدا کنید و لینک برنامه خود را در کانال تلگرام دانشگاه‌تان بگذارید. اگر افراد زیادی ثبت‌نام کردند، نشان می‌دهد که باید جلو بروید. اگر نه، باید دوباره در مورد ایده خود فکر کنید یا از اول شروع کنید.

مصاحبه با مشتریان احتمالی یک گزینه دیگر است. به آن‌‌ها نسخه آزمایشی محصول خود را نشان دهید، از آن‌ها بپرسید که چه چیزی را در موردش پسندیده اند و چه چیزی را نه، بپرسید که حاضرند چقدر برایش بپردازند و هر چند وقت یک بار از آن استفاده می‌کنند و همینطور ادامه دهید.

اگر می‌خواهید قبل از اینکه چیزی را بسازید ببینید که بازار چقدر به آن علاقه دارد، یک صفحه آنلاین بسازید و محصول یا خدمتی که ارائه می‌دهید را توصیف کنید.

از مردم بخواهید که آدرس ایمیل خود را در ازای عضویت رایگان، تخفیف یا یک محصول مجانی و … وارد کنند. سپس از طریق تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی و دیگر راه های بازاریابی ادامه دهید و ببینید که چه تعدادی از افراد ثبت‌نام می‌کنند.

یک شریک پیدا کنید.

مرسوم است که هنگام ایجاد یک کسب‌و‌کار جدید،‌ دنبال یک شریک بگردید. سه مزیت در انجام این‌ کار وجود دارد.

جذب سرمایه راحت‌تر می شود. بسیاری از سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند از شرکتی که تنها یک موسس دارد حمایت نکنند.

پل گراهام که یک کارآفرین موفق است در لیست دلایل شکست کسب‌وکار، تک نفره بودن را درج کرده است. او معتقد است: “آیا تا به حال متوجه شده اید که تعداد استارتاپ‌هایی که تنها توسط یک نفر بنا شده‌اند و موفقند چقدر کم است؟ به نظر نمی‌رسد که این اتفاقی باشد.”

اگر شریک داشته باشید، از نظر احساسی حمایت می‌شوید. راه‌اندازی یک کسب‌وکار تنش‌زا، هیجان‌انگیز و تجربه‌ای منحصر به فرد است. اگر خودتان همه چیز را به دوش خودتان بیندازید، هنگام موفقیت کسی را ندارید که با او شادی کنید یا هنگام شکست، کسی را ندارید که به او تکیه کنید. یک شریک دقیقا می‌فهمد که در دلتان چه خبر است و کمتر اجازه می‌دهد که حس تنهایی بر شما چیره شود.

همچنین آن‌ها می‌توانند مهارت‌ها، دانش و ارتباطات متفاوتی را ارائه دهند. شاید شما در فروش عالی باشید، در حالی که شریک شما فنی‌تر است. ممکن است شما ارتباطات زیادی داشته باشید و آن ها در عوض تجربه خوبی در کسب‌وکار داشته باشند. انتخاب یک شریک با رزومه‌ای خوب، راهی عالی برای افزایش شانس موفقیتتان است.

با این حال، معایبی هم در شریک شدن وجود دارد. شما و شریکتان قطعا در مواردی با همدیگر موافق نخواهید بود. اندکی عدم توافق سالم سازنده هم هست، ولی اگر زود به نتیجه نرسید، وقت و انرژی شما تلف شده است. به علاوه ممکن است حال دیگر اعضای مجموعه شما هم بد شود.

در نهایت باید گفت که پیدا کردن یک شریک هم مشکل است. سخت است که کسی را پیدا کنید که اندازه شما نگران کسب و کار باشد و روحیه کارآفرینی داشته باشد. به علاوه شریکتان هم باید قبول کند و به شما باور داشته باشد.

چگونه برای آغاز یک کسب‌و‌کار سرمایه جذب کنیم

۱. از دوستان و آشنایان خود بخواهید که روی کسب‌وکارتان سرمایه‌گذاری کنند.

۲. وام کارآفرینی بگیرید.

۳. سرمایه‌گذار پیدا کنید.

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید